محمد حسن خان اعتماد السلطنه

1036

مرآة البلدان ( فارسى )

خوارزم را از اقليم پنجم گرفته‌اند در عهد سلاطين خوارزميه خاصه سلطان محمد خوارزمشاه كه ايران و توران در حكم او درآمده بود آن ملك در نهايت آبادانى و معموريت بود . در زمان مغول خراب شد . بعد باز به تدريج رو به‌آبادانى نهاد و اكنون آباد است . قراى خوب و قلاع مرغوب دارد و پنج قلعه حاكم‌نشين خيوق و هزار اسب و اورگنج و كات و خانگاه از بلاد قديمهء آن مملكت بوده است . ذكر هزار اسب از شهرهاى مشهور خوارزم و معرب به هزار اسف از قلاع محكمه و در بلندى واقع شده دو دروازه دارد و قريب ده هزار كس درآن ساكن‌اند . در عهد سلطان محمود غزنوى ، خوارزمشاه با وى معارضه كرده سلطان لشكر به خوارزم كشيد و هزار اسب را مفتوح نمود و حكيم ابو الحسن فرخى سيستانى در مدح سلطان محمود گفته : به هزار اسب فزون از دو هزار اسب گرفت * همه را تر شده از خون خداوندان تنگ در عهد سلاجقه ، خوارزمشاهيه كه از اولاد نوشتكين غرچه غلام ملكاتكين از مماليك سلطان ملكشاه سلجوقى بوده ، ترقى نموده‌اند واتسز بن قطب الدين محمد بن نوشتكين از سنجر ياغىشده سلطان سنجر از مرو قصد خوارزم كرده اتسز در هزار اسب متحصن شد . انورى ابيوردى در اردوى سلطان سنجر بود . اين رباعى در مدح سنجر گفته نوشته به تيرى بسته در قلعهء هزار اسب انداختند . اى شاه همه ملك جهان حسب توراست * و از دولت اقبال شهى كسب توراست امروز به يك حمله هزار اسب بگير * فردا خوارزم و صد هزار اسب توراست چون اتسز اين بشنيد به رشيد الدين وطواط بلخى حكم نمود جواب گفته به اردوى سنجر انداختند :